ابو القاسم راز شيرازى

408

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

تعالى در اين دعوى ، و ممضى مىدارد آن را بر صدق ، به سبب عظيم بودن شأن و مرتبهء قناعت . پس چگونه قانع نمىشود بنده به آنچه تقدير فرموده است خداى عزّ و جلّ از براى او ، و حال‌آنكه حقّ تعالى مىفرمايد : « ما قسمت كرديم فيما بين بنىآدم ، ما يحتاج زندگانى ايشان را در حيات دنيا » . پس كسى كه يقين نمايد و تصديق كند حقّ تعالى را به آنچه خواسته و از براى آنچه خواسته - بدون غفلت - از كسانى كه حقّ تعالى را بيقين صاحب صفت ربوبيّت دانند ، نسبت مىدهد مباشرت اقسام « 3 » بندگان را به سوى نفس حقّ تعالى و ذات او بدون جهت و سببى . و كسى كه قناعت كرد به قسمت الهى ، استراحت مىيابد از همّ و غمّ و زحمت . و هر قدر ناقص شود از قناعت ، زياد مىشود در رغبت و ميل و طمع دنيا ؛ و رغبت و طمع در دنيا ، دو ريشه‌اند از براى هر شرّى ، و صاحب اين دو صفت ، نجات نمىيابد از آتش مگر آنكه توبه نمايد . و به اين جهت فرموده است حضرت رسول ص : « قناعت ، ملكى است كه زوال ندارد و قناعت ، مركب رضاى حقّ تعالى است كه مىكشاند صاحب خود را به سوى خانهء حقّ تعالى » . پس نيكو كن توكّل را در آن چيزى كه عطا كرده نشده‌اى ، و نيكو كن رضا را به آنچه عطا كرده شده‌اى ، و صبر كن بر آنچه مىرسد تو را ؛ به درستى كه اين توكّل و رضا و صبر ، از امور مقطوعه است و شبهه ندارد . تحقيق تفصيلى بدان به درستى كه از صفات حسنه و اخلاق حميدهء منجيهء نفوس انسانيّه ، صفت قناعت است ؛ و آن ، اكتفا كردن عبد مؤمن است به آنچه حقّ تعالى در دنيا تقدير و نصيب و قسمت كرده است او را ، و طلب و حرص در زياده از آن

--> ( 3 ) - سهم‌ها و بهره‌ها